بایگانی دسته بندی ها: مکالمه عربی

بیماری ها به عربی/ بعض الأمراض بالعربیة

🌷انواع بیماری ها به زبان عربی🌷
🌺طب الاسنان🌺
حشو الاسنان/تر صرص الاسنان: پر کردن دندان ٬
نزع الاسنان/خلع الاسنان: دندان کشیدن
رم الأسنان/خلع الاسنان: پوسیدگی دندان.
🌺 طب العيون🌺
الرمد : التهاب و درد چشم.
الماء الزرقاء/اعتام عدسة العين: آب مرواريد
🌺 الجلد و الشعر🌺
تساقط الشعر : ریزش مو.
الزائدة الجلدية : زگيل.
البثر(البثور) : جوش صورت .
حکة الجلد: خارش پوست.
الحلأ/الحمى التمسبة :تبخال.
الحمى الفحمية/القوباء:سياه زخم. الجدری : آبله .
🌺القلب و العروق🌺
انقباض القلب و الشرايين: انقباض قلب و رگها .
الجلطة القلبية» سكته قلبي.
دقات القلب :ضربان قلب.
النوبة القلبية: حمله قلبى .
🌺امراض الاعصاب🌺
الأمراض النفسية : بیماری های روانی الحمی المخیة الشوکیة: مننژیت مغزی التحليل النفسی : روان کاوی.
الاغماء: بیهوشی، کما.
النوبة العصبية : حمله عصبى.
الصداع :سردرد.
الدوار: سرگیجه.
الورم / الاورام : تومور.
الأرق: بیخوابی .
الاکتئاب-الکابة: افسردگی

از کانال تلگرام دارالترجمه
⛔️اشتراک تنها با لینک
https://telegram.me/motarjemmahar

جملات پر کا برد فارسی به عربی

برگرفته از کانال تلگرامی« آموزش زبان عربی برای همه»

📗اندکی‌ اینجا منتظر من‌ باش

✍اِنْتَظِرْنِي هُنا قَلیلاً

📗استاد خوش آمدید

✍مَرحَباً بِكَ یا أستاذ

📗 فرصت خوبی بود که شما را ببینم

✍کانت‌ْ فُرْصَةً‌ طَیِّبَةً/سعيدةً‌ أَنْ‌ أراکَ‌

📗 آیا می‌توانی به من کمک کنی؟

✍أَیُمْکِنُکَ‌ مُساعدتي‌؟

📗وقت شما را زیاد نمی‌گیرم

✍ لَمْ‌ أءخُذَ مِنْ‌ وَقْتِکَ‌ الكَثیر

📗حق‌ با شماست‌

✍الحَقُّ مَعَکَ‌

📗 عیدتان مبارک.

✍کُلُّ عامٍ و أَنْتَ بِخیرٍ!

مکالمه عربی 4

از کانال تلگرامی« آموزش زبان عربی برای همه»

📗🔰 مکالمه ای به عربی در سفارتخانه

📗 آيا سفارتخانه، ويزای شما را صادر كرد؟

✍ هَلْ أَصْدَرَتِ السّفارَةُ تَأْشِيرَتَكَ؟

📗 دبير اول سفارت، گذرنامه مرا امضا كرده است.

✍ لَقَدْ وَقَّعَ الكاتِبُ الأَوّل لِلسّفارةِ جوازَ سفَرِي.

📗 از كجا می‏دانی امضاء شده است ؟

✍ مِنْ أينَ تَدْرِي أنَّهُ قَدْ وُقِّعَتْ ؟

📗 با من تماس گرفتند و گفتند كه ويزا امضاء شده است.

✍ اِتَّصَلُوا بي و قالُوا لي بِأَنَّ التَّأْشِيرَةَ قَدْ وُقِّعَتْ.

📗 تاريخ ويزا از چه زمانی شروع می‏شود؟

✍ مَتي يَبْدَأُ تأريخُ الفِيزا أو التَّأشِيرة؟

📗 تاريخ ويزا از ششم اين ماه شروع، و به مدت دو ماه ادامه دارد.

✍ يَبْدَأُ تأريخُ التَّأشِيرةِ مِنْ يَوْمِ السَّادِسِ مِن هذا الشَّهْرِ لِمُدَّةِ شَهْرَيْنِ.

📗 متأسفانه تاريخ اعتبار گذرنامه من تمام شده است.

✍ مع الأسفِ انْتَهَتْ تَأرِيخُ صَلاحيَّةِ جَوازِ سَفَري.

📗 چرا برای تعويض گذرنامه اقدام نكردي؟

✍ لماذا لَمْ‏ تَقُمْ بإِبْدالِ جَوازِ سَفَرِكَ؟

📗 فرصت نداشتم

✍ لَمْ‏ تَكُنْ لِي فُرْصَةٌ.

📗 انشاالله به اداره گذرنامه مراجعه می‌کنم.

✍ إن شاء الله سَأُراجعُ اِلی دائرة جَوازاتِ السَّفَرِ

برخی واژه های عربی با ترجمه فارسی

برگرفته از وبلاگ: http://arabieomidefarda.blogfa.com/post-150.aspx

الفاظ متعلقة بالمطار والسّفر = كلمات مربوط یه فرودگاه وسفر

التذكرة; بلیط; الطّیار; خلبان تاشیة الجواز; ویزا; السّیاحة; جهانگردی ذهاب وایاب; رفت وبرگشت; بصمة الاصابع; اثر انگشت جواز السّفر; گذرنامه; الطائرة العمودیة; هلی گوپتر المطار; فرودگاه; شبّاك الاستعلامات; باجه اطلاعات الطائرة; هواپیما; ضابط الجوازات; مسئول گذرنامه ساعة الاقلاع; ساعت پرواز; المطار الدّولی; فرودگاه بین المللی ساعة الهبوط او النزول; ساعت فرود; امتعة الركاب; بار مسافران شرطة المطار; پلیس فرودگاه; اكرامیة العامل; انعام كارگر شرطة الجمارك; پلیس گمرك; طرق المواصلات البریّة; راههای زمینی صالة التفتیش; سالن بازرسی; طرق المواصلات البحریة; راههای دریایی مضیف الطائرة; مهماندار هواپیما; السّفن العملاقة; كشتی های غول پیكر البواخر; كشتی ها; البضائع والسّلع; كالاها الزّورق; قایق; السكك  الحدیدیة العامة; اداره كل راه آهن سراسری طرق المواصلات الجویة; راههای هوایی; النَّفَق; تونل  الموسسة العامة لنقل; شركت مسافربری; محطة القطار; ایستگاه قطار الرّكاب; قطار; مطعم القطار; رستوران قطار القطار القاطرة; لوكوموتیو; محطة تعبیة البنزین; پمپ بنزین مفترق الطرق; چهار یا سه راه; اجازة السوق; گواهی نامه رانندگی شرطی المرور; پلیس راهنمایی; السائق; راننده رخصة القیادة; گواهی نامه رانندگی; موقف السیارات; پاركینگ مكتب قطع التّذاكر; دفتر خرید بلیط; مكتب مدیر المطار; دفتر رئیس فرودگاه

الخضراوات والفواكه = سیزیجات ومیوه ها

بصل; پیاز; باذنجان; بادمجان ثوم; سیر; بطاطا; سیب زمینی خسّ; كاهو; رقائق البطاطا; خلال سیب زمینی سبانخ; اسفناج; طماطه; گوجه فجیل; تره; فول; باقلا بقدونس; تربچه; بامیه; بامیه

كوسه; جعفری; فاصولیا; لوبیا بازلا; نخود فرنگی; تفّاح; سیب خیار; خیار; عنب; انگور جزر; هویج; رّمان; انار كرنب; كلم پیچ; برتقال; پرتقال ذّرة حلوة; ذرت ( بلال); جریب فروت; گردفروت فطر;  ارچ; سفرجل; به فراولة; توت فرنگی; كمثری; گلابی بطّیخ; هندوانه; تین; انجیر بطّیخ اصفر; خربزه; خوخ; هلو موز; موز; تمر; خرما مشمش; زردآلو; حبّ(لبّ); تخمه  كرز; گیلاس; الفستق البعید; پسته شامی مانجو ، اجاص; آلو; خوبة; خاكشیر لوز; بادام; نشا; نشایسته جوز; گردو; كربزه; گشنیززبیب; كشمش; شبنت; شوید سمسم; كنجد; قرنابیط; كلم گل

البسة و ما تتعلق بها = لباس ومتعلقات آن

معرض الملابس; فروشگاه لباس; فستان; پیراهن زنانه جورب; جوراب; قمیص كم طویل; پیراهن آستین بلند سترة; كت; تنورة; دامن سروال; شلوار; معجون اسنان; خمیر دندان بدلة; كت وشلوار; فرشاة اسنان; مسواك منشفة; حوله; مشط; شانه رباط; كراوات; غالی; گران رخیص; ارزان; حزام; كمر بند تخفیض; تخفیف; معطف مطری; پالتو بارانی مظلة; چتر; شبكة الراس; روسری چادر اشارب; روسری چادر; ملابس داخلیة; لباسهای زیر الملابس القطنیة; لباس های پنبه ای; الملابس الصوفیة; لباس های پشمی الملابس صیفیة; لباس های تابستانی; الملابس الشتویة; لباس های زمستانی فرشاة شعر; برس مو; مشبك الغسیل; گیره لباس المندیل; دستكش; خذاء; كفش

فی السّوق والمطعم =در بازار وآشپزخانه

الزّبد; كره; طحین; آرد الدّهن; سرشیر; خبز; نان اللّبن الرائب(زبادی); ماست; لحم; گوشت  جبن; پنیر; اللحم المفروم; گوشت چرخ كرده حلیب; شیر; ملح خشن; سنگ نمك القشطة; روغن; لحم الغنم; گوشت گوسفند رز; برنج; ملح ناعم; نمك نرم قمح; گندم; عشاء; شام الدجاج علی الرز; چلو مرغ; بیض; تخم مرغ كباب مع رز; چلو كباب; بیض مقلی; نیمرو رزو مرق; چلو خورشت; بیض مسلوق; تخم مرغ آب پز اللحم المشوی; گوشت بریان; زیت سائل; روغن مایع الطعام المقلی; غذا سرخ كرده; شوربة; سوپ وجبة من الطعام; یك وعده غذا; معجون الطماطم; رب گوجه فطور; صبحانه; كركم; زرد چوبه غداء; ناهار; بهارات; ادویه

الفاظ المنزلیة =كلمات مربوط به منزل وخانه

الابرة; سوزن; مفتاح القناتی; دربازكن الخیط; نخ; مفتاح العلب; دربازكن قوطی ابریق; آفتابه; ملعقة الشای; قاشق چایخوری ابریق شای; قوری; ملعقة الطعام; قاشق غذاخوری الاریكة; مبل; السّلم; نردبان البطانیة; پتو; المصعد الكهربائی; آسانسور الوسادة; بالش; المطابق الارضی; طبقه همكف الخشیة «مرتبة»; تشك; الطبقة الاولی; طبقه اول سریر النّوم; تخت خواب; السجّادة; فرش خزانة الاوانی; كابینت; الكوخ; كلبه خزانة الملابس; كمد; المكنسة; جارو الثّلاجة; یخچال; المكواة; اتو الموقد الغازی; اجاق گاز; المدفاة; بخاری الموقد الكهربائی; اجاق برقی; المرحاض; مستراح الفرن الغازی; فرگازی; الحنفّیة; شیرآب  المبّردة; كولر; دورة المیاه; سرویس بهداشتی القدر; دیگ ، قابلمه; الشقة الموثثة; قسمت اثاثیه المقلاة; ماهی تابه; سلّة النفایات; سطل زباله ها المصفاة; آبكش ، صافی; سماعة الهاتف; گوشی تلفن المغرفة; كفگیر; جرس الباب; زنگ در السكّین; چاقو; الثّریا; لوستر الشوكة; چنگال; السّتارة; پرده الملعقة; قاشق; الناموسیّة; پشه بندترموس; فلاسك; زرالمصابح; كلید لامپ الرز الكهربائی; كلید برق; الدّرابزین; نرده سخّانة; آب گرمكن; المشجب; چوب لباسی غلایة كهربائی; سماور برقی; مزلاج الباب; پشت دری

الفصول الاربعة وایام الاسبوع =چهار فصل و روزهای هفته

قصف; چید; القمح; گندم نزل; افتاد; الشعیر; جو یبرد; سرد می شود; حلّة; لباس یاتی; می آید; ثمار; میوه ها تجری; جاری می شود; ثلوج; برف ها تغّنی; آواز می خواند; الغیوم; ابرها تكتسی; می پوشید; ابیض; سفید المطر; باران; اخضر; سبز  الربیع; بهار; اصفر; زرد  الصیف  تابستان; احمر; قرمز الشّتاء; زمستان; ارزق; آبی الخریف; پاییز; رمادی; خاكستری

السنة (عام); سال; السبت; شنبه الشّهر; ماه; الاحد; یكشنبه الیوم; روز; الاثنین; دوشنبه امس; دیروز; الثلاثاء; سه شنبه غذا; فردا; الاربعاء; چهارشنبه البارحة; دیشب; الخمیس; پنجشنبه ایّام الاسبوع; روزهای هفته; الجمعة; جمعه عطلة; تعطیلی; العشب; گیاه الرّیاح; بادها; الاوراق; برگ ها الازهار; شكوفه ها; الفلّاح; كشاورز

 

طرز تهیه شیرینی بامیه به زبان عربی

پخت شیرینی بامیه برای ماه رمضان

المقادير

1- القطر ( الشربات )2 كوب سكر يذوب في كوب ماء
عصير ليمونه صغيره وفنجان قهوه
عسل جلوكوز
مغلف فانيلا
2- الباميه : 1و1/2 كوب دقيق
¼ كوب زيت
¼ كوب سكر مذوب في
¼ كوب ماء جيدا
مغلف فانيلا
طرف ملعقة شاي بيكنج باودر

التحضير

يخلط الدقيق مع الفانيلا والبيكنج باودر
ثم يبس بالزيت حتى يتجانس
ويعجن بالمحلول السكري حتى تتجانس (يضاف المحلول تدريجيا)
لأن بعض الأحيان الدقيق لايحب الماء فتصبح العجينه طريه جدا
تغطى العجينه وتترك في الثلاجه ربع ساعه
ثم تكور كور أكبر قليلا من حجم البليا (تكفي 43 حبه تقريبا)
تفرد كل كره على اليد بيضويه ثم تضغط على أي مصفى نايلون لديك
على فكره ممكن إستخدام المبشره
(بس أنا ديما أحب أعملها على مصفى بس هنا مش لاقيه مصفى بنقشه حلوه)
لتأخذ نقشته ثم تلف تدريجيا وترفع ويقرص بالسبابة والإبهام مكان إلتقاء الطرفين
وترص في صينيه

الطهى

ثم تحمر بالزيت
وتنزل بالقطر (الشربات البارد)
وتترك فيه لحين إنتهاء وجبه أخرى من التحمير فترفع الأولى من القطر
وتنزل بدلها الوجبه الأخرىوتقدم

القصة الشعرية : ندیم الباذنجان / داستان ندیم بادنجان

1.كان لسلطانٍ ندیمٌ وافِ
یعیدُ ما قال بلا اختلافِ
2.وقد یزیدُ فی الثَّنا علیهِ
إذا رأى شیئاً حلا لدیه
3.وكان مولاه یرى، ویعلمُ
ویسمعُ التَّملیقَ، لكنْ یكتمُ
4.فجلسا یوماً على الخوانِ
وجیءَ فی الأكل بباذنجانِ
5.فأكل السطانُ منه ما أكلْ
.وقال : هذا فی المذاق كالعسلْ
6.قال الندیمُ: صدقَ السلطانُ
لا یستوی شهدٌ وباذنجانُ
7.هذا الذی عنى به الرئیسُ
وقال فیه الشِّعرَ جالینوسُ
8.یذهبُ ألفَ علِّةٍ وعلَّهْ
ویبردُ الصَّدرَ، ویشفی الغلُّهْ

9.قال: ولكنْ عنده مراره
وما حمدتُ مرَّةً آثارهْ
10.قال: نعم، مرُّ، وهذا عیبُه
مذْ كنتُ یا مولای لا أحبُّه
11.هذا الذی مات به، بقراطُ
وسُمَّ فی الكأسِ به سقراطُ
12.فالتفتَ السلطانُ فیمنْ حولَهُ
وقال: كیف تجدون قولَهُ ؟
13.قال الندیمُ: یا ملیكَ الناسِ


عذراً، فما فی فعلتی من باسِ

14.جعلتُ كیْ أنادمَ السلطانا
ولم أنادمْ قطُّ باذنجانا
ترجمه
1.پادشاهی نوكر با وفایی داشت که آنچه پادشاه می گفت را عینا تكرار می كرد
2.و گاه اگر می دید كه به مذاق پادشاه خوش آمده است بر ستایش آن می افزود
3.و سرورش تملق خدمتكارش  را می دید و می دانست و می شنید،اما بروز نمی داد
4.یك روز هر دو بر سر سفره نشستند و در ضمن غذا بادنجان آوردند
5.پادشاه هر چه خواست از آن خورد و گفت كه طعم آن مانند عسل است
6.خدمتكار گفت كه پادشاه درست میگوید و شهد بگرد بادنجان نمی رسد
7.این (بادنجان) همانی است كه شیخ الرئیس به آن توجه کرده و جالینوس در  موردآن شعر گفته است.
هزار و یك درد را درمان میكند و سینه را سرد و تشنگی را بر طرف می كند
8پادشاه گفت اما تلخی دارد و هیچگاه از عوارضش در امان نبودم
9.نوكر گفت بله تلخ است و این بدی آن است و بدین خاطر  هیچگاه آنرا دوست نداشته ام
10.این همانی است كه بقراط با خوردن آن مرد و سقراط هم بوسیله سم آن مسموم شد
11.پس پادشاه رو به اطرافیان كرد و گفت كه حرف این نوكر را چگونه می بینید
12.خدمتكار گفت ای پادشاه ببخشید كه در كار من اشكالی نیست
13.قرار است من نوكر پادشاه باشم نه خدمتكار بادنجان !

مکالمه 3

خداحافظی دوستان

محمد: ديگَرْ بايدْ خُداحافِظي كنيمْ.
محمد: إذن لِنُودعِ بعضنا.
علي: اِحْساسِ عَجيبي دارَمْ! فِكرْ مي كنْمْ بَرادَرَمْ اَزْ مَنْ جُدا مي شَوَدْ.
علي: لديّ احساس عجيب! (ينتابُني إحساسٌ غريبٌ) يَتداعَى لي أنّ أخي يفارقني.
محمد: مَنْ هَمْ هَمينْ اِحسْاسْ را دارَمْ. تو بِهْتَرينْ دُوسْتِ مَنْ هَسْتي.
محمد: أنا أيضاً لديّ نفس الإحساس. أنت أفضل صديق لي.
علي: مَنْ هَمْ اَزْ دوُسْتي با تُو بِسْيارْ خُرْسَنْدَمْ.
علي: أنا أيضاً راض جداً من صداقتي معك.
محمد: مي داني! مَنْ ايرانْ را دُوسْتْ دارَمْ، بِهْ خاطِرِ مَرْدُمِ بِسْيارْ خُوبَشْ و آشنايي با تو وَ سايرِ دُوسْتانْ.
محمد: تعلم! أنا احبّ ايران، لأجل شعبها الطيب جداً و تعرفي بك و بالأصدقاء الآخرين.
علي: پَسْ اُميدْوارَمْ كهْ ما را فَرامُوشْ نَكني.
علي: إذن آمل أن لاتنسانا.
محمد: مَگَرْ مي توانَمْ شُما را فَرامُوشْ كنَمْ؟
محمد: و هل أستطيع أن أنساكم؟

علي: اُميدْوارَمْ سَفَرِ خُوبي داشْتِهْ باشي وَ دَرْ كارْهايتْ مُوَفَقْ باشي.
علي: أتمنى لك سفرة ممتعة والموفقية في أعمالك.
محمد: مُتشَكرَمْ. مَنْ هَمْ اُميدْوارَمْ بِهْ هَمِهْ ي آرزُوهايتْ بِرِسي.
محمد: شُكراً، أنا أيضاً آمل أن تبلغ جميع آمالك.
علي: بِهْ پِدَرْ وَ مادَرَتْ سَلامْ بِرِسانْ. وَقْتي بِهْ مَقْصَدْ رِسيدي بِهْ مَنْ خَبَرْ بِدِهْ.
علي: بلّغ تحياتي لوالديك. عندما تصل أخبرني.
محمد: حَتْماً. عَلي عَزيزْ بَرايِ هَمِهْ چِيزْ اَزْ تُو مَمْنُونَمْ.
محمد: حتماً. علي اشكرك على كلّ ماقدمت لي.
علي: خواهِشْ مي كنَمْ. تو را بِهْ خُدا مي سِپارَمْ.
علي: عفواً. استودعك الله.
محمد: هَرْگِزْ مُحِبَتِ شُما را فَرامُوشْ نِمي كنَمْ. خُدا نِگَهْدارْ.
محمد: لن أنسى مودتكم أبداً. في أمان الله.

برگرفته از کانال تلگرام (@UTArabic)

مکالمه 2

🔷 في مكتب البريد: در اداره پست

أين يوجد أقرب مكتب بريد؟: پست خانه بعدی کجاست؟
هل المسافة بعيدة عن أقرب مكتب بريد؟: تا پست خانه بعدی خیلی راه است؟
أين يوجد أقرب صندوق بريد؟: صندوق پست بعدی کجاست؟
أحتاج لبعض طوابع البريد: من تعدادی تمبر لازم دارم.
لأجل بطاقة و رسالة: برای یک کارت پستال و یک نامه.
كم أجرة البريد إلى أمريكا؟ هزینه ارسال به آمریکا چقدراست؟
كم وزن الطرد؟: وزن بسته چقدر است؟
هل يمكني إرساله بالبريد الجوي؟: می توانم آن را با پست هوایی ارسال کنم؟
كم يحتاج وقت حتى يصل؟: چه مدت طول می کشد تا محموله به مقصد برسد؟
أين يمكني أن أتصل بالتلفون؟ :کجا می توانم تلفن بزنم؟
أين توجد أقرب كابينة تلفون؟: باجه تلفن بعدی کجاست؟
هل عندكم بطاقات تلفون؟: کارت تلفن دارید؟
هل عندكم دليل التلفون؟: دفترچه تلفن دارید؟
هل تعرف كود (مفتاج) النمسا؟؟ پیش شماره کشور اتریش را می دانید؟
لحظة، سأبحث عنه: یک لحظه، می روم نگاه کنم.
الخط مشغول باستمرار: تلفن همیشه اشغال است.
أي رقم الذي اتصلت به؟ : چه شماره ای را گرفتید؟
يجب أولا أًن تضغط الصفر: ابتدا باید عدد صفر را بگیرید.

(کانال تلگرام آموزش زبان عربی (دانشگاه تهران) @UTArabic )

؟

مكالمه_عربی1

في البَنْكِ: در بانک

أريدُ أنْ أفتحَ حسابًا: من می خواهم یک حساب باز کنم.

هذا جَوازُ سَفَري: این پاسپورت من است.

وهذا عُنواني: و این آدرس من است.

أريد إيداعَ نقودٍ في حسابي: من می خواهم پول به حسابم واریز کنم.

أريد سحب نقود من حسابي: من می خواهم از حسابم پول برداشت کنم.

أريد أن أستلِم كُشوف حسابي: من می خواهم موجودی حسابم را بگیرم.

أريد أن أُصَرِّفَ شيكًا سِياحِيًا: من می خواهم یک چک مسافرتی را نقد کنم.

كم قيمة الرُّسوم؟: مبلغ کارمزد چقدر است؟

أين يجب أن أوَقِّعَ؟: کجا را باید امضا کنم؟

أنتظر حوالةً من ألمانيا: من منتظر یک حواله بانکی از آلمان هستم.

هذا رقمُ حسابي: این شماره حسابم است.

هل وصلتْ النُقُود (الفلوس)؟: پول رسیده است؟

أريد أن أُصَرِّفَ هذه النقود: من می خواهم این پول را به ارز دیگری تبدیل نمایم.

أحتاج لدولارات أمريكية: من به دلار آمریکا نیاز دارم.

من فَضْلِكَ أعْطِنِي أوراقٍ نقديةٍ صغيرةٍ: لطفاً اسکناس های ریز (خُرْدْ) به من بدهید.

هل يوجد هنا صَرّاف آلي؟؟ آیا اینجا دستگاه عابر بانک وجود دارد؟

كم المبلغ الذي يمكن سَحْبُهُ؟ چه مقدار پول می توان برداشت نمود؟

أيُّ بِطاقاتِ الإئتمان التي يمكن إستخدامُها؟ کدام کارت های اعتباری را می توان استفاده کرد
برگرفته از کانال آموزش زبان عربی دانشگاه تهران @UTArabic

اصطلاحات/چای

اصطلاحات/چای

چای دم کشید

چای پررنک

چای کمرنگ

چای آماده است

چای را هرت کشید

در استکان چای ریخت

چای روی فرش ریخت

قوری

کتری

قند

قندان

سینی

نعلبکی

لوله قوری

بسته چای

استوی الشاي

شاي ثقیلٌ

شايٌ خفیف

الشايُ جاهز

رشف الشايَ

صبّ الشاي فی الکوب

چای روی فرش ریخت

ابریق الشاي

براد الشای، غلّایة

قالب السکّر

السکّریة

طبق

صحن الشاي

صُنبور

علبة الشاي