سکرة العشق الإلهي / سرمستی عشق الهي

[ برگرفته از کانال تگرامی «شعر و متون عربی معاصر»   (sherarabimoaser@) ]

⚫️ سکرة العشق الإلهي

▪️ الإمام الشهید السید محمد باقر الصدر:

[الإمام الحسین علیه‌السلام] دخل إلى معركة كربلاء، مضحّياً بنفسه وبصفوة البنين والإخوة والأصحاب، وبجميع اعتبارات هذه الدنيا الفانية؛ لأنّ سكرة العشق الإلهي جعلته يرتفع عن ذلك كلّه، فلا يرى بعينَيْ عقله إلّا معشوقه العظيم، يتقبّل منه قرابين التضحية، ويبارك له فيها، فيزداد إطلاقةً وبِشراً كلّما ازدادت المعركة اتّساعاً وفارت دماً.
خاض الحسين تلك المعركة الهائلة مندفعاً بضمير إلهيٍّ يملأ ذات نفسه، وبيده مشعلُ الحياة والنور، ولكن شاء صانعو الموت للشعوب- الذين لا يمكن أن يقيموا عروشهم الجائرة إلّا في ظلام- أن يطفئوا ذلك المشعل، ويقضوا على ذلك النور.

🔸 أئمة أهل البيت (علیهم‌السلام) ودورهم في تحصين الرسالة الإسلامية، ص۸۵۵.
——————————-
⚫️ سرمستیِ عشق الهی

▪️ استاد شهید آیت‌الله سید محمدباقر صدر:

حسین علیه‌السلام به کارزار کربلا پا گذاشت. او خود را و گلچین پسران و برادران و یاران خود را فدا کرد و از همه اعتبارهای این دنیای زودگذر گذشت؛ زیرا سرمستی عشق الهی با او چنان کرد که از این همه چشم بپوشد و با چشم عقل خود تنها معشوق والای خود را بنگرد که قربانیان این فداکاری را از او می‌پذیرد و به او شادباش می‌گوید. این بود که هرچه کارزار گستره می‌یافت و خون می‌جوشید، شادی و شادمانی حسین علیه‌السلام افزون می‌شد.
حسین علیه‌السلام به دل آن کارزار هولناک زد چون از وجدان الهی که سراسر وجودش را لبریز می‌کرد، برانگیخته می‌شد. او مشعل زندگی و روشنایی در دست داشت، اما مرگ آفرینانِ امت ـ کسانی که جز در تاریکی نمی توانند عرش ستمگرانه خود را بر پا کنند ـ می خواستند این مشعل را خاموش کنند و آن نور را از میان ببرند .

🔸 امامان اهل بیت علیهم‌السلام؛ مرزبانان حریم اسلام، ص۸۵۵.
ترجمه: دکتر رضا ناظمیان و حسام حاج مؤمن

نمونه ترجمه متون، عربی- فارسی1

برگرفته از کانال تلگرامی پژوهشگاه شهید سید محمد باقر صدر  https://t.me/shahidsadr/802

ظاهرة الإمامة وشکلیها الربانیین

والإمامة ظاهرة ربّانية ثابتة على مرّ التأريخ، وقد اتّخذت شكلين ربّانيّين:
أحدهما: شكل النبوّة التابعة لرسالة النبيّ القائد، فقد كان في كثيرٍ من الأحيان يخلف النبيّ الرّسول أنبياءٌ غير مرسلَين يكلَّفون بحماية الرسالة القائمة ومواصلة حملها، وهؤلاء أنبياء يوحى‏ إليهم، وهم أئمّة بمعنى أ نّهم أوصياء على الرسالة وليسوا أصحاب رسالة: «وَوَهَبْنَا لَهُ إسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وكُلًاّ جَعَلْنَا صَالِحِينَ* وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إلَيْهِمْ فِعْلَ الخَيْرَاتِ» [الأنبیاء: ٧٢-٧٣]، «وَجَعَلْنَاهُ هُدىً لِبَني إسْرَائِيلَ* وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ» [السجدة: ٢٣-٢٤].
والشكل الآخر: هو الوصاية بدون نبوّة، وهذا هو الشكل الذي اتّخذه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله بأمرٍ من اللَّه تعالى، فعيَّن أوصياءه الاثني عشر من أئمّة أهل البيت، ونصّ على وصيّه المباشر بعده عليِّ بن أبي طالبٍ في أعظم ملًا من المسلمين.
ولعلّ الذي يحدِّد هذا الشكل أو ذاك مدى إنجاز الرسول القائد لتبليغ رسالته، فإذا كان قد أكمل تبليغها أخذت السماء بالشكل الثاني، كما هو الحال بالنسبة إلى سيّد المرسلين كما نصّ القرآن الكريم: «الْيَوْمَ أكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وأَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ نِعْمَتي وَرَضِيْتُ لَكُمُ الإسْلَامَ دِينَاً» [المائدة: ٣]. وإذا كانت الرسالة والثورة بحاجةٍ إلى وحيٍ مستمرٍّ واتصالٍ مباشرٍ بما تتنزّل به الملائكة من قرارات السماء اتّخذ الشكل الأول.

الإسلام يقود الحياة(موسوعة الشهيد الصدر ج‏٥)، ص: ١٥٥.

ترجمه فارسی متن

پدیده امامت و گونه‌های ربانی آن

امامت منصبی الهی و پایدار در طول تاریخ است که دو صورت ربانی به خود گرفته است:
۱ـ شکل نبوتی که تابع رسالت پیامبر_پیشوا است. توضیح این‌که: در بسیاری از اوقات پیامبرانِ غیررسول، جانشین پیامبر رسول می‌شدند و مکلف بودند که از رسالت موجود حمایت کنند و آن رسالت را ادامه دهند. این‌ها پیامبرانی بودند که به ایشان وحی می‌شد و در عین‌حال امام نیز بودند، به این معنا که اوصیای رسالت بودند نه صاحبان رسالت:
«وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلًا جَعَلْنَا صَالِحِينَ. وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ» [الأنبياء: ۷۲- ۷۳]؛ و به او اسحاق و يعقوب را بخشیديم و همه را به راه راست درآوردیم. و آنان را امامانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مى‌كردند و به ايشان انجام كارهاى نيک را وحی کردیم.
«وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ. وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ» [السجدة: ۲۳- ۲۴]؛ و آن را براى فرزندان اسرائيل رهنمودی گردانیدیم. و چون شكيبايى كردند و به آيات ما يقين داشتند برخى از آنان را امامانى قرار داديم كه به فرمان ما [‏‏مردم را] هدايت مى‌كردند.

۲ـ شکل دیگر امامت، وصایتِ بدون نبوت است. این همان شکلی است که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به فرمان خدا در پیش گرفت و بدین‌روش اوصیای دوازده‌گانه‌اش را که امامان_اهل_بیت علیهم‌السلام باشند، تعیین نمود و به وصی بلافصل خود، #علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام، در برابر بزرگ‌ترین جمعیت مسلمانان، تصریح کرد.

تعیین شکل امامت در هر زمان بستگی به این دارد که رسول پیشوا تا چه میزان رسالتش را #تبلیغ کرده است. هرگاه رسول، تبلیغ رسالتش را به اتمام رسانده باشد، شکل دوم امامت از جانب خداوند تعیین می‌شود. چنان‌که در مورد سیدالمرسلین، پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله، چنین بوده است و قرآن کریم به صراحت فرموده است: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا» [المائدة: ۳]؛ امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم، و اسلام را براى شما ‏‏[به‌عنوان] آيينى برگزيدم.
اما اگر رسالت و انقلاب به وحی مستمر و ارتباط مستقیم با احکام و تعلیمات آسمانی که توسط ملائکه نازل می‏شود، نیاز داشته باشد، شکل اول امامت از جانب خداوند تعیین می‏شود.

🔺 اسلام راهبر زندگی؛ مکتب اسلام؛ رسالت ما، ص ۱۸۳.