ترجمه داستان «فاطمة حورية الأرض» از کمال سید

بانوی آسمانی

اثر کمال السيد

ترجمه سکینه صارمی گروی و  سید مهدی نوری کیذقانی

ناشر: نشر معارف: 1397.

 

قسمتی از این داستان:

«هجرت»

مکه به جهنمی تحمل ناشدنی و به وطن اندوهناکی تبدیل شده که فرزندان نیکش را آواره می‌کند. هجرت به سرزمینی امن از جهان خداوندی، دغدغه‌ی پیامبر ستمدیده می‌گردد. پس از سیزده سال تحمل رنج و سختی در ماه ربیع‌الاول، پیامبر (ص) به سمت یثرب گام برمی‌دارد. و با این هجرت، تاریخ هجری آغاز می‌شود. تاریخی که دنیا را تغییر داده و مسیر انسانی جهان را اصلاح کرد. هنوز چند روزی نگذشته بود که فاطمه (س) خبرهای مسرت‌آمیزی دریافت کرد. مهاجرِ آواره به دهکده قبا رسیده است و او نیز باید برای هجرت آماده شود. علی7 برای این سفر شترانی خرید و وقت آن رسید که کاروانِ فاطمه­ها[i] به سمت وطن مهاجران حرکت کند، به سمت چشمه‌های نور، محبت و صلح. هدایت کاروان با علی(ع) است که در میان شن‌ها و تپه‌های سرزمین ذی طوی به سمت مدینه در حرکت است. ابوواقدِ ساربان، شترها را به‌تندی می‌راند و زنان در این سفر خطرناک احساس خستگی و کوفتگی می‌کنند لذا علی مداخله کرده به او می‌گوید: حال «زنان را مراعات کن». ساربان می‌گوید: «می‌ترسم کسی به ما گزندی رساند. علی(ع) نه تنها ترس ساربان را تسکین می‌بخشد بلکه او خود ساربان می‌شود تا قافله در دل دره‌ها با آرامش حرکت کند. چون کاروان فاطمی به نزدیکی‌های «ضجنان» رسید، شن‌های بیابان زیر سم اسب‌های سواران، لرزیدن گرفت. هشت تن از بت‌پرستان آمده‌اند تا مهاجرین را دستگیر کنند و به‌زور، آنان را به وطن ازدست‌رفته بازگردانند. شترها خوابیدند و شمشیر علی(ع) زیر خورشید بیابان درخشیدن گرفت. در آن لحظات حساس، جزیزه العرب قهرمان اسلام و شمشیر شکست‌ناپذیرش را کشف کرد…

[i] -مناقب ابن شهر آشوب/183/175/1

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.