ترجمه متن زیبای یا أمي (مادر) از جبران خلیل جبران

ای مادرم/ يا أمي

مادر، ای هستی وجودم، ای غمخوارم، ای امید زندگی ام در سختی هایم، ای آرامش دردهایم، ای آسودگی من در سختی ها، ای نگهدار عهد و پیمانم، ای راهنمای خردم، ای خندان بر گهواره ام، ای گریان بر گورم، مادر چقدر تو شیرینی، مادر هرگاه نزدیکان، مرا ترک می کنند تو در کنارم هستی و هرگاه دوستان دور می شوند تو دور نمی شوی، اگر زندگی بر من سخت گرفت تو با منی، ای تسکین دهنده درد و رنجم، تو چقدر پاکی ای مادر.
بر بستر دردها مرا زائیدی وبا دستان رنجور مرا پروراندی، با چشمان خسته بر گهواره ام نشستی و مرا با سینه ای پردرد در آغوش گرفتی سپس بزرگ شدم و فراموش کردم و از روزگار و ایام زندگی با تو دور شدم، هم چنین مادر بودنت و صله رحم را فراموش کردم و خون خویش را کم ارزش شمردم وچقدر نافرمان بودم وتو چقدر با وفا بودی ای مادر.
من ازتو پنهان شدم ای مادر، چهره خندان تو و نشانه های پرمهر و محبتت از جلو چشمانم نا پدید شد و از مهر و محبت و سخنان مهر انگیزت به دور ماندم و غم های زندگی با سر و صدای هول انگیزش بر سرم انبوه گشت، فکرمرا پریشان ساخت و دلم را به لرزه درآورد ودردها مرا به هر سویی کشاندند، امواج رنج و بدبختی ها مرا به همدیگر کوبیدند و در امواج انبوه درد و رنج فرو رفتم غرق در امواج خروشان و امواج تاریکی قرار گرفتم،با چشمانی که پرده ترس آنها را پوشانده بود نگاه کردم از ژرفای ناامیدی در آن حالت ترس و اضطراب چهره لطیف و خندان تو را دیدم که از دور بر من لبخند می زند، از دور در حالت غربت و تنهایی گریستم و گریستم و فریاد زدم ای مادر.
آه چقدر غربت سخت است، چقدر تلخ است تنهایی،از دوری و غریبی بیزارم ای مادر. دلم آرزوی گذشته آرام را دارد از گام زدن در میان قصرهای عظیم و ساختمان های بر افراشته متنفرم،دلم آرزوی کلبه کوچک تنهایی خودمان را داردو آرزو می کنم بوی تو را مادر که از آن پیراهن کهنه ات برمی خیزد و می وزد،از جهان و شلوغی شهرها بیزارم. در زندگی جز تو کسی برایم نمانده است ای مادر.
در شب وقتی به رختخواب خشن و سخت می روم به یاد دستان نرم و لطیف تو می افتم و در شب وقتی که افکارم با امواج رویاها و خوابها می آمیزد،صدای گا مهای کوچک تو را احساس می کنم که پیرامون رختخوابم قدم می زنی و صدایم می کنی و در صبحگاهان چشمانم را می گشایم که تو را ببینم اما جز دیوارهای سیاه کلبه ام چیزی نمی بینم، گوشهایم را به صدای تو می سپارم اما جز صدای غریبان چیزی نمی شنوم. در روز که در خیابان ها راه می روم آن طرف و این طرف در بین زنان به سراغ تو می گردم و از آنها می پرسم ای خانم ها مادرم را ندیده اید؟
توله سگها در آغوش مادرشان می آرامند و جوجه ها در زیر بالهای مادرهایشان می خوابند و شاخه های درختان با مادرانشان هم آغوش هستند ومن تنها به دور از تو و مشتاق تو هستم.
ای مادر هرزمان ازدنیا رفتم و هر زمان درد دوری تو مرا کُشت و هر زمان آرزوهایم در این سرزمین سخت و غریب مدفون شد، پس در هنگام غروب و درنزدیک جنگل بلوط بنشین و گوش کن، آنجا روحم آمیخته با نسیم جنگل وبا درخت هایش به آرامی می خواند و زمزمه می کند، ای مادر، ای مادر، ای مادر.

أروعُ ما قیل في الأمّ و منزلتها/ جملات زیبا درباره مادر به زبان عربی

القرآن الکریم:
وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا، سورة الإسراء، آية: 23.
واعْبُدُوا اللّه وَ لا تُشْرِکوا بِهِ شَیئاً و بِالْوالِدَینِ اِحْساناً.(نساء/ 36)
رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
-الجَنَّةُ تَحتَ أقدامِ الاُمَّهاتِ .
-من قبّل بين عیني أمه کان له ستراً من النار.
-أمک أمک أمک ثم أمک ثم أبا ثم الأقرب فالأقرب.
-و إذا دعاک أبواک فأجب أمک.
-أعظَمُ الناسِ حَقّا على المرأةِ زَوجُها ، وأعظَمُ الناسِ حقّا عَلَى الرَّجُلِ اُمُّهُ .
الإمامُ الصّادقُ عليه‏السلام :
جاءَ رجُلٌ إلَى النَّبيِّ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم فقالَ : يا رسولَ اللّه ، مَن أبَرُّ ؟ قالَ : اُمَّكَ ، قالَ : ثُمّ مَن ؟ قالَ : اُمَّكَ ، قالَ : ثُمَّ مَن ؟ قالَ : اُمَّكَ ، قالَ : ثُمّ مَن ؟ قالَ : أباكَ .
أقوال الکبار و الأدباء و …
-لا توجد في الدنيا وسادة أنعم من حضن الأم، ولا وردة أجمل من ثغرها( شكسبير(
الأُمُومَة أعظمُ هِبَةٍ خَصَّ الله بها النساء ( ماري هوبكنز )
-لم أطمئن قط ، إلا وأنا في حجر أمي ( سقراط )
-من روائع خلق الله قلب الأم ( أندريه غريتري )
– الأُمُّ مَدْرَسَةٌ إِذَا أَعْدَدْتَهَا أ َعْدَدْتَ شَعْباً طَيِّبَ الأَعْرَاقِ
الأُمُّ رَوْضٌ إِنْ تَعَهَّدَهُ الحَيَا بِالرِّيِّ أَوْرَقَ أَيَّمَا إِيْرَاقِ
الأُمُّ أُسْتَاذُ الأَسَاتِذَةِ الأُلَى شَغَلَتْ مَآثِرُهُمْ مَدَى الآفَاقِ (حافظ إبراهيم )
-العَيْشُ مَاضٍ فَأَكْرِمْ وَالِدَيْكَ بِهِ والأُمُّ أَوْلَى بِإِكْرَامٍ وَإِحْسَانِ
وَحَسْبُهَا الحَمْلُ وَالإِرْضَاعُ تُدْمِنُهُ أَمْرَانِ بِالفَضْلِ نَالاَ كُلَّ إِنْسَانِ (أبوالعلاء المعري)
-لَيْسَ يَرْقَى الأَبْنَاءُ فِي أُمَّةٍ مَا لَمْ تَكُنْ قَدْ تَرَقَّتْ الأُمَّهَاتُ (جميل الزهاوي)
أَحِنُّ إِلَى الكَأْسِ التِي شَرِبَتْ بِهَا وأَهْوَى لِمَثْوَاهَا التُّرَابَ وَمَا ضَمَّا ( المتنبي )
-حِينما أنْحَني لأقّبلَ يَديكِ، وأسكبُ دُموعَ خُضوعي فوقَ صدركِ، واستجدي نظراتِ الرضا من عينيكِ.. حينها فقط.. أشعر باكتمال رُجُولتي (إسلام شمس الدين)
– وَاخْضَعْ لأُمِّكَ وأرضها فَعُقُوقُهَا إِحْدَى الكِبَرْ ) الإمام الشافعي(
-قلب الأم مدرسة الطفل ( بيتشر )
– لم أعرف معنى الأمومة إلا عندما رزقت بولد، حينها عرفت أن كل ما أقدمه لأمي لا يساوي ليلة واحدة سهرت فيها من أجلي (عادل سالم)
– إني مدينٌ بكل ما وصلت إليه وما أرجو أن أصل إليه من الرفعة إلى أمي الملاك (لينكولن )

كُلُّ شَيءٍ في الطَّبيعَةِ يَرْمِزُ إِلى الْأُمومَةِ وَيَتَكَلَّمُ عَنْها، فَالشَّمْسُ هِيَ أُمُّ الْأَرْضِ: تُرْضِعُها حَرارَتَها، وَتَحْتَضِنُها بِنورِها، وَلا تُغادِرُها عِنْدَ الْمِساءِ إلّا بَعْدَ أَنْ تنوّمَها عَلَى نَفْحَةِ أَمْواجِ الْبَحْرِ، وَتَرْنيمَةِ الْعَصافيرِ وَالسَّواقي، وَهذِهِ الْأَرْضُ هِيَ أُمٌّ لِلْأَشْجارِ وَالْأَزْهارِ، تَلِدُها وَتُرْضِعُها ثُمَّ تَفْطِمها. وَالْأَشْجارُ وَالْأَزْهارُ تَصيرُ بِدَوْرِها أُمَّهاتٍ حَنوناتٍ لِلْأَثْمارِ الشَّهيَّةِ وَالْبُذورِ الْحَيَّةِ. وَأُمُّ كُلِّ شَيْءٍ في الْكِيانِ هِيَ الرُّوحُ الْكُليّةُ الْأَزَلِيَّةُ الْأَبَدِيَّةُ الْمَمْلوءَةُ بالْجَمالِ وَالْمَحَبَّةِ. إِنَّ لَفْظَةَ الْأُمِّ تَخْتَبِئُ في قُلوبِنا مِثْلَما تَخْتَبئُ النّواةُ في قَلْبِ الْأَرْضِ، وَتَنْبَثِقُ مِنْ بَيْنِ شِفاهِنا في ساعاتِ الْحُزْنِ وَالْفَرَحِ، كَما يَتَصاعَدُ الْعِطْرُ مِنْ قَلْبِ الْوَرْدَةِ في الْفَضاءِ الصّافي والْمُمْطِرِ. (جبران خلیل جبران)

ترجمه قصیده عربی شیخ بهایی در مدح امام زمان علیه السلام

قصيده «وسيله الفوز و الامان»، يكي از مشهورترين و مهمترين چكامه هاي عربي در وصف امام مهدي (ع) است كه شيخ بهاءالدين عاملي (متوفي 1031 قمري) سروده است. اين چكامه كه 63 بيت دارد، مورد توجه دانشمندان شيعه و سني قرار گرفته، تا آنجا كه بر آن شرحها نگاشته و به استقبال آن چكامه ها سروده اند. نويسنده در مقاله زیر كه برگرفته از پايان نامه كارشناسي ارشد اوست پس از مقدمه اي كوتاه در مورد قصيده، متن كامل آن را همراه با توضيح واژه ها و ترجمه فارسي بيتها آورده است. پس از آن، به تحليل مختصر آن قصيده ميپردازد و شواهد اثرپذيري شاعر از قرآن و حديث، همچنين تبحر او در رشته هاي عملي مانند رياضي، فلسفه و نجوم را نشان مي دهد.
در قسمتهایی از قصیده آمده:
خلیفة رب العالمین وظله
علی ساکن الغبراء من کل دیار
إمام هدی لاذ الزمان بظله
و ألقی إلیه الدهر مقود خوار

قصیده الفوز و الأمان

بیماری ها به عربی/ بعض الأمراض بالعربیة

🌷انواع بیماری ها به زبان عربی🌷
🌺طب الاسنان🌺
حشو الاسنان/تر صرص الاسنان: پر کردن دندان ٬
نزع الاسنان/خلع الاسنان: دندان کشیدن
رم الأسنان/خلع الاسنان: پوسیدگی دندان.
🌺 طب العيون🌺
الرمد : التهاب و درد چشم.
الماء الزرقاء/اعتام عدسة العين: آب مرواريد
🌺 الجلد و الشعر🌺
تساقط الشعر : ریزش مو.
الزائدة الجلدية : زگيل.
البثر(البثور) : جوش صورت .
حکة الجلد: خارش پوست.
الحلأ/الحمى التمسبة :تبخال.
الحمى الفحمية/القوباء:سياه زخم. الجدری : آبله .
🌺القلب و العروق🌺
انقباض القلب و الشرايين: انقباض قلب و رگها .
الجلطة القلبية» سكته قلبي.
دقات القلب :ضربان قلب.
النوبة القلبية: حمله قلبى .
🌺امراض الاعصاب🌺
الأمراض النفسية : بیماری های روانی الحمی المخیة الشوکیة: مننژیت مغزی التحليل النفسی : روان کاوی.
الاغماء: بیهوشی، کما.
النوبة العصبية : حمله عصبى.
الصداع :سردرد.
الدوار: سرگیجه.
الورم / الاورام : تومور.
الأرق: بیخوابی .
الاکتئاب-الکابة: افسردگی

از کانال تلگرام دارالترجمه
⛔️اشتراک تنها با لینک
https://telegram.me/motarjemmahar

نکات ترجمه 1

🌷نکات ترجمه?
برگرفته از کانال تلگرام دارالترجمه
(https://telegram.me/motarjemmahar)

يک اصطلاح در دو قالب؛

🌹 ماذا لو + فعل ماضی؛

🌹 ماذا إن + فعل ماضی؛

– چه میشد اگر …
– چه خواهد شد اگر…
– چه خواهی کرد اگر…

☝️نکته اول (مهم)؛

– ترکیب اول (ماذا لو….) به هر دو صورت “چه میشد اگر” و “چه خواهد شد اگر”؛

– اما ترکیب دوم (ماذا إن….) فقط به صورت “چه خواهد شد اگر…” ترجمه می گردد.

☝️نکته دوم؛ اصطلاح بالا به صورت منفی؛

🌹 ماذا لو (إن) + لم + مضارع مجزوم

👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇

۱. ماذا لو تمکّنتُ من النجاح في الجامعة قبل خمس سنوات؟

✍ چه میشد اگر پنج سال پیش می توانستم در دانشگاه قبول بشوم؟

۲. ماذا لو أصبح ترامب رئيسا للولايات المتحدة؟

✍ چه خواهد شد اگر ترامپ رئیس جمهور آمریکا بشود؟

۳. ماذا إِن أُصيب أَحد أَحِبّتك بالاكتِئاب؟

✍ چه خواهد شد (چه خواهی کرد) اگر یکی از دوستانت مبتلا به افسردگی بشود؟

4. ماذا لو لم تنقرض الديناصورات؟

✍ چه میشد اگر دایناسورها منقرض نمی شدند؟

۶. ماذا إن لم أتمكن من تحقيق أحلامي؟

✍ چه خواهد شد (چه خواهم کرد) اگر نتوانم رؤیاهایم را محقق کنم؟
🍀

جملات پر کا برد فارسی به عربی

برگرفته از کانال تلگرامی« آموزش زبان عربی برای همه»

📗اندکی‌ اینجا منتظر من‌ باش

✍اِنْتَظِرْنِي هُنا قَلیلاً

📗استاد خوش آمدید

✍مَرحَباً بِكَ یا أستاذ

📗 فرصت خوبی بود که شما را ببینم

✍کانت‌ْ فُرْصَةً‌ طَیِّبَةً/سعيدةً‌ أَنْ‌ أراکَ‌

📗 آیا می‌توانی به من کمک کنی؟

✍أَیُمْکِنُکَ‌ مُساعدتي‌؟

📗وقت شما را زیاد نمی‌گیرم

✍ لَمْ‌ أءخُذَ مِنْ‌ وَقْتِکَ‌ الكَثیر

📗حق‌ با شماست‌

✍الحَقُّ مَعَکَ‌

📗 عیدتان مبارک.

✍کُلُّ عامٍ و أَنْتَ بِخیرٍ!

مکالمه عربی 4

از کانال تلگرامی« آموزش زبان عربی برای همه»

📗🔰 مکالمه ای به عربی در سفارتخانه

📗 آيا سفارتخانه، ويزای شما را صادر كرد؟

✍ هَلْ أَصْدَرَتِ السّفارَةُ تَأْشِيرَتَكَ؟

📗 دبير اول سفارت، گذرنامه مرا امضا كرده است.

✍ لَقَدْ وَقَّعَ الكاتِبُ الأَوّل لِلسّفارةِ جوازَ سفَرِي.

📗 از كجا می‏دانی امضاء شده است ؟

✍ مِنْ أينَ تَدْرِي أنَّهُ قَدْ وُقِّعَتْ ؟

📗 با من تماس گرفتند و گفتند كه ويزا امضاء شده است.

✍ اِتَّصَلُوا بي و قالُوا لي بِأَنَّ التَّأْشِيرَةَ قَدْ وُقِّعَتْ.

📗 تاريخ ويزا از چه زمانی شروع می‏شود؟

✍ مَتي يَبْدَأُ تأريخُ الفِيزا أو التَّأشِيرة؟

📗 تاريخ ويزا از ششم اين ماه شروع، و به مدت دو ماه ادامه دارد.

✍ يَبْدَأُ تأريخُ التَّأشِيرةِ مِنْ يَوْمِ السَّادِسِ مِن هذا الشَّهْرِ لِمُدَّةِ شَهْرَيْنِ.

📗 متأسفانه تاريخ اعتبار گذرنامه من تمام شده است.

✍ مع الأسفِ انْتَهَتْ تَأرِيخُ صَلاحيَّةِ جَوازِ سَفَري.

📗 چرا برای تعويض گذرنامه اقدام نكردي؟

✍ لماذا لَمْ‏ تَقُمْ بإِبْدالِ جَوازِ سَفَرِكَ؟

📗 فرصت نداشتم

✍ لَمْ‏ تَكُنْ لِي فُرْصَةٌ.

📗 انشاالله به اداره گذرنامه مراجعه می‌کنم.

✍ إن شاء الله سَأُراجعُ اِلی دائرة جَوازاتِ السَّفَرِ

ترجمه کتاب «مفاهیم تربویة في قصة یوسف علیه السلام»

مفاهیم تربیتی در قصه حضرت یوسف

آیت الله سید کاظم حسینی حائری

ترجمه سید مهدی نوری کیذقانی و مدینه قشلاقی

نشر معارف 1394

کتاب حاضر تفسیری است مختصر و متکی بر روایات درباره برخی آیات سوره یوسف علیه السلام که از از سخنرانی های ایشان برای عموم مردم در شهر قم فراهم آمده است. ایشان در تاریخ 21 صفر 1427 هجری از تدوین این سخنرانی ها فارغ شدند.

برشی از کتاب حاضر :

علت ابتلای حضرت یعقوب علیه السلام:

در علل الشرائع از قول ثمالی آمده است :« با علی بن حسین(ع) نماز صبح جمعه را در شهر خواندم، زمانی که از نماز و تسبیح‌شان فارغ شدند به سوی منزلشان رفتند در حالی که من همراه ایشان بودم. حضرت یکی از خدمه به نام سکینه را فرا خواندند و به او گفتند امروز سائلی از در خانه‌ام نگذرد مگر اینکه طعامش دهید، امروز روز جمعه است، به ایشان گفتم :اما تمام افرادی که درخواست  می‌کنند نیازمند نیستند! حضرت فرمودند: ای ثابت می‌ترسم برخی از افرادی که از ما درخواست می‌کنند مستحق باشند و به او طعام ندهیم و او را رد کنیم، در نتیجه آنچه بر یعقوب و خاندانش نازل شد، بر ما اهل بیت نازل شود، طعام‌شان دهید، طعام‌شان دهید!.

یعقوب هر روز گوسفندی ذبح می‌کرد و با آن صدقه می‌داد و خود و خانواده‌اش از آن می‌خوردند. غروب جمعه­ ای یک نیازمند مؤمن، روزه‌دار و مُحِق که نزد خدا جایگاه و منزلتی داشت و رهگذر و غریب بود، زمان افطار بر در خانه یعقوب آمد و با صدای بلند گفت: به این نیازمند، رهگذر غریب و گرسنه از باقی ماندۀ طعام‌تان بدهید و با این عبارت بارها بر در خانه صدا می‌زد و آنان صدای او را می‌شنیدند و توجه نمی‌کردند و سخنش را باور نمی‌کردند. زمانی که از گرفتن طعام ناامید شد و شب فرا رسید بازگشت و گریست و با گریه از گرسنگی به خدا شکایت کرد. او شب را گرسنه سپری کرد وصبح روزه‌دار و گرسنه بود و خدا را حمد می‌کرد و یعقوب و خانواده‌اش با شکم سیر شب را گذراندند و در حالی شب را به صبح آوردند که مقداری از غذایشان زیاد مانده بود.

علی‌بن حسین علیه السلام  فرمود: خداوند صبح آن شب به یعقوب وحی کرد، ای یعقوب بنده‌ام را به گونه­ای تحقیر کردی که مرا به خشم آوردی و مستوجب تأدیب و نزول عقوبت و بلا بر تو و فرزندانت گشتی. ای یعقوب، بهترین پیامبرانم و کریم‌ترین آنان نزد من، کسانی هستند که به بندگان مسکین من رحم کنند، آنان را به خود نزدیک و طعامشان دهند و پناهگاه آنان باشند، ای یعقوب،چرا به ذمیال، بندۀ کوشا در عبادتم که به اندکی از دنیا قانع است دیروز غروب رحم نکردی؟ای یعقوب! آیا ندانستی عقوبت و بلای من بر دوستانم سریع‌تر از دشمنانم است و این به خاطر عنایت من به دوستانم و عقوبت تدریجی دشمنانم است.؟ به عزّتم سوگند بلایم را بر تو نازل می‌کنم و بدون شک تو و فرزندانت را نشانه تیر بلایم قرار می‌دهم و با عقوبتم قطعاً تو را ادب می‌کنم. پس برای بلایم آماده باشید و راضی به قضایم گردید و در مصیبت‌ها صبر کنید. (ص 26 و 27 کتاب)

شکوه شعر شیعی

شکوه شعر شیعی، سیری در قصیده ارزشمند «الأزریه» سروده شاعر بزرگ شیخ کاظم ازری رحمة الله علیه

تألیف دکتر احمد احمدی و دکتر سید مهدی نوری کیذقانی

تهران: نشر دانشگاه تهران: 1397

در مقدمه کتاب میخوانیم:

ازری شاعری توانمند است و از او دیوانی در اغراض مختلف شعری برجای‌مانده، اما شهرت اصلی او به خاطر «چکامه بلند ازریه» است. «این قصیده که بیش از هزار بیت بوده از بیم دشمنان در طوماری نوشته و در چاهی مخفی شده بود؛ اما موریانه قسمتی از آن را خورده و بقیه [580 بیت] به دست سید صدرالدین عاملی افتاد و توسط او بازیابی شد و در دسترس دیگران قرا گرفت.»

قصیده ازریه که به «الهائية الطويلة» و «قرآن الشعر الأكبر و فرقان الفصل الأزهر» نیز معروف است[1] از جایگاه ادبی و دینی بسیار بالایی برخوردار است. در بیان ارزش و جایگاه دینی این چکامه همین بس که نقل‌شده شیخ محمدحسن صاحب کتاب گران‌سنگ «جواهر الکلام»[2] آرزو می­کرد این قصیده را در نامه عمل او نویسند و جواهر الکلام را در نامه اعمال ازری![3]و وقتی این قصیده را برای علامه سید مهدی بحر العلوم; می­خواندند به احترامش ایستاده به آن گوش فرا می‌داد[4] و شیخ کاظم را بسیار احترام و تجلیل می­کرد و حتی نوشته‌اند وی نزد علامه بحر العلوم به‌منزله هشام بن حکم نزد امام صادق7 بود.[5] محدث شهیر شیخ عباس قمی; نیز در «مفاتیح‌الجنان» فرازهایی زیبا از این قصیده را در کنار ادعیه معصومین: آورده و کتب سیره[6] خود را نیز به ابیاتی از این چکامه آراسته است. مرحوم آیت­الله بهجت نیز به این قصیده توجه ویژه داشت و از آن تجلیل می­کرد[7].

[1]– طهرانی، ج17، ص135.

[2]– این کتاب یک دوره دایرة المعارف فقه امامیه است. از شیخ انصاری; نقل شده: «برای مجتهد رجوع به وسائل و جواهر کفایت می­کند و کم اتفاق می­افتد که به رجوع در کتابهای پیشینیان نیاز پیدا کند» و علامه محدث میرزا حسین نوری می‌فرماید «در تاریخ اسلام کتابی فراگیر به مانند آن در حلال و حرام نگاشته نشده است» (گذری بر زندگی صاحب جواهر، ص 96) استاد مرتضی مطهری هم درباره این کتاب می­گوید: «كتاب جواهر عظيم‌ترين‏ كتاب فقهی مسلمين است و با توجه به اينكه هر سطر اين كتاب مطلب علمی‏ است و مطالعه يك صفحه آن وقت و دقت زياد می‏خواهد می‏توان حدس زد كه‏ تاليف اين كتاب بيست هزار صفحه چه قدر نيرو برده است. سی سال تمام‏ يك سره كار كرد تا چنين اثر عظيمی به وجود آورد. اين كتاب مظهر نبوغ و همت و استقامت و عشق و ايمان يك انسان به كار خويشتن است». (خدمات متقابل اسلام و ایران، ص497)

[3]– قمی،1397 هـ، ج2، ص23

[4]– أمین، محسن، أعیان الشیعة، ج‏9، ص: 17

[5]– موسوی بجنوردی، دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج8، ص42

[6] – نک: منتهی الآمال ج1، ص184 و 201 و 351؛ توتیای دیدگان (ترجمه کحل البصر في مدح سید البشر) ص 279 و 299 و 344.

[7]– نک: در محضر بهجت، کتاب دوم، ص 324 و 375.