عرفان ملاصدرا؛ حکمت متعالیه 4

متن زیر از این کتاب انتخاب شده است:
آیه الله جوادی آملی، فلسفه صدرا، ج2، ص 297-298
این متن برای آشنایی با عرفان ملاصدرا مناسب است؛ دانشجویان برای حکمت متعالیه 4 این متن را مطالعه کنند.

اطلاق و شمول فيض منبسط، اطلاق و شمول مفهومي نيست. ماهيات كلّي، داراي اطلاق و شمول نسبت به افراد خود هستند؛ ليكن شمول آنها مفهومي است، براي مثال مفهومِ انسان در هر يك از افراد خود حضور دارد؛ اما حضور آن، چندان ضعيف است كه همواره تابع جايگاه خود است، انسانِ در زيد، زيد و در بكر، بكر و در عمرو، عمرو است. مفهوم شي‏ء نيز كه مفهومي عام است، تابع مصاديق خود است؛ در سنگ، سنگ است و در انسان، انسان. كلي مفهومي داخل در مصاديق خود است و دخول آن در مصاديق، به ممازجت و آميختگي است. شي‏ء در آسمان آسمان، و در زمين زمين است؛ اما فيض منبسط كه وجود لابشرط قسمي است، داراي اطلاق سِعي و نه مفهومي است و حضور مطلق سِعي در اشيا به ممازجت نيست. فيض منبسط با حضور خود، به اشيا رنگ واقعيت مي‏دهد؛ نه آنكه از آن‏ها رنگ بگيرد، به همين دليل (هُوَ الَّذي فِي السَّماءِ اِله وفِي الارضِ اِله)، او در آسمان هست؛ نه آنكه آسمان باشد، بلكه در آسمان اله است و در زمين هست؛ نه آنكه زمين باشد، بلكه در زمين نيز اله است.
رنگ نگرفتن فيض منبسط از غير، نه به اين معناست كه غيري هست و به او رنگ نمي‏دهد، بلكه به اين معناست كه با حضور اطلاقي او غيري باقي نمي‏ماند و آنچه غير مي‏نمايد، چيزي جز حضور و ظهور آن مطلق منبسَطْ نيست.
وجود لابشرط قسمي نزد اهل معرفت فيض منبسط الهي است كه سعه و اطلاق آن، گاه در محدوده مخلوقات در نظر گرفته مي‏شود و فيض مقدّس نام مي‏گيرد و گاه قلمرو تعينات و اسما و صفات ذاتي را هم پوشش مي‏دهد و در اين حال، فيض اقدس ناميده مي‏شود و گاه فيض منبسط و نفس رحماني هر دو قلمرو فيض اقدس و مقدّس را دربر مي‏گيرد؛ در اين حال اعيان ثابته و اعيان خارجي را فرا مي‏گيرد. اعيان ثابته كه به فيض اقدس موجودند، مظاهر اسما و صفات الهي‏اند و اعم از مفاهيم، ماهيات و هويت‏هاي مشخص و جزيي. نزد اهل معرفت وجود بشرط لا تعيّن نخست است و نفس رحماني با آن آغاز مي‏شود، نفس رحماني با الهام از تعابير قرآني، مانند (خَلَقَ اللّهُ السَّموتِ والارضَ بِالحَق)[1]، «حق مخلوق به» نيز ناميده مي‏شود.
وجود بشرط لا كه به فيض اقدس و تعيّن رحماني ظاهر مي‏شود، اگر به گونه‏اي اعتبار شود كه هرگونه كثرت مفهومي و مصداقي در آن منتفي باشد، مقام احديت، جمع الجمع يا مرحله «عماء» ناميده مي‏شود و گاه نيز از آن با عنوان حقيقة الحقايق ياد مي‏شود و اگر به گونه‏اي اخذ شود كه كثرت مصداقي در آن نباشد؛ ليكن كثرت مفهومي در آن محفوظ باشد؛ به اين معنا كه جميع حقايق در آن به لحاظ مصداق وحدت داشته باشند؛ ليكن آن حقايق، مفهوماً از يكديگر مغاير باشند، آن را مقام واحديت و جمع مي‏نامند.
در مقام واحديت همه اسما به لحاظ مصداق وحدت دارند و به لحاظ مفهوم مغايرند. اسما در اين مقام، مظاهري دارند كه اعيان ثابته ناميده مي‏شوند. اعيان ثابته از سه جهت با ماهيّات فرق دارند: نخست آنكه ماهيّت در مقابل مفهوم است؛ دوم آنكه ماهيّت بر هويت جزئي اطلاق نمي‏شود و سوم آنكه اطلاق ماهيّتْ مفهومي و اطلاق عين ثابت، سِعي است.
مقام واحديت به دليل آنكه اعيان ثابته و مظاهر آن‏ها را به كمالات مي‏رساند، مقام ربوبيت نيز ناميده مي‏شود.
اعتبارات و اخذ حقيقت هستي به لحاظهاي مختلف، هيچ يك صبغه و رنگي به حقيقت هستي نمي‏دهد، زيرا حقيقت هستي لاتعيّن محض است. همه اعتبارات، عناوينِ مشير است و اين اعتبارات به مراتب ادراك و شهود آن حقيقت است. اين اعتبارات، از قبيل اعتبارات ذهني نيست.
وجود بشرط لا و مقام احديت و نيز مقام واحديت، به دليل آنكه بشرط لا نسبت به تعينات خاصه و وجودات عيني‏اند، خالي از محدوديت نيستند، به همين دليل از ديدگاه اهل معرفت، ذات الهي كه مطلق از همه قيود است، فوق اين مقام هاست. اهل حكمت، احديت را كه مقام ذات مي‏دانند، در رديف ديگر موجودات و به عنوان سر سلسله حلقات هستي در نظر مي‏گيرند، در نتيجه به كثرت وجود نظر مي‏دهند، آنها نيز هر گاه به عدم تناهي و نامحدود بودن ذات واجب پي ببرند، ناگزير كثرت را در وجود به كثرت در شئون و مظاهر آن ارجاع خواهند داد، زيرا عدم تناهي، حد وسطي است كه به سهولت انسان متأمّل را به وحدت شخصي هستي هدايت مي‏كند.

قابل توجه دانشجویان کارشناسی ارشد فلسفه درس حکمت متعالیه 4 ترم بهمن 92

برای دانشجویان درس حکمت متعالیه 4 در ترم بهمن 92 مقالات زیر در نظر گرفته شده است. دانشجویان گرامی مقالات مربوط را مطالعه کنند و برای هفته آینده در جلسه 19 بهمن ارائه دهند.
فهرست زیر بر اساس شماره دانشجویی تنظیم شده است.

9213218011
مرتضی شجاری، «اعیان ثابته از دیدگاه ابن عربی و ملاصدرا»، مقالات و بررسی ها، تابستان 79
9213218099
مرتضی صفدری نیاک، «موضوع حکمت متعالیه وجود لابه شرط مقسمی»، معرفت فلسفی، پاییز 86
9213218113
حسین سوزنچی، «امکان وحدت شخصی و جود در حکمت متعالیه»، نامه حکمت، پاییز و زمستان 84
9223218029
عباس احمدی سعدی، «شهود صدرایی عقلانی یا عرفانی؟»، اندیشه دینی، تابستان و پاییز 80
9213218135
سعیده سادات شهیدی، «وجود منبسط از دیدگاه عرفان اسلامی و حکمت متعالیه»، مشکوه النور(حکمت سینوی)، سال نهم ش 30-31
9213218146
محمد فنائی اشکوری، «عرفان متعالی(دیدگاه و جایگاه عرفانی ملاصدرا)»، خردنامه صدرا، زمستان 89
9213218055
محمد سربخشی، محمد فنائی اشکوری، «تشابه تجربه های عرفانی و توجیه عقلانی وحدت وجود»، معرفت فلسفی پاییز 88
9213218044
سعیده سادات شهیدی، محمد سعیدی مهر، «بررسی تحلیلی اصل علیت بر مبنای وحدت شخصی وجود در حکمت متعالیه»، پژوهش های فلسفی کلامی، سال 4، شماره 3و4
9113219027
قاسم کاکایی، عباس احمدی سعدی، «ماهیت مکاشفه عرفانی از دیدگاه صدرالمتالهین»، اندیشه نوین دینی، زمستان 87
9213218033
مرتضی شجاری، «تجلی توحید در نفس انسانی از منظر ابن عربی و ملاصدرا»، مطالعات اسلامی فلسفه و کلام، بهار و تابستان 88
9213218088
عسکری سلیمانی امیری، «کثرت تشکیکی سازگار با وحدت شخصی»، معرفت فلسفی پاییز 84
9213218077
سید علیرضا صدر حسینی، «حکمت متعالیه و مساله وحدت وجود»، خردنامه صدرا، 43
9213218102
بهزاد مرتضایی، «تاثیر مکاشفات عرفانی ابن عربی در افکار حکمی ملاصدرا»، خردنامه 67
9113219016
بهزاد مرتضایی، «مقایسه دیدگاه ابن عربی و ملاصدرا در مساله حدود و قلمرو عقل در شناخت حق تعالی»، آیینه معرفت، تابستان 90
9113219049
مرتضی شجاری، لیلا قربانی، «قاعده بسیط الحقیقه در حکمت متعالیه و تطبیق آن با مقام کثرت در وحدت در عرفان ابن عربی»، آیینه معرفت بهار 90
9223218041
عزیزالله سالاری، «خلق مدام در نگاه ابن عربی و مقایسه آن با حرکت جوهری صدرا»، اندیشه دینی، پاییز 84
9213218066
مرتضی شجاری، «مراتب نفس از دیدگاه ابن عربی و ملاصدرا»، خردنامه صدرا، بهار 77
9113219038
مرتضی شجاری، فریبا سادات مختاری، «حرکت حبی و غایت آن از دیدگاه ابن عربی و ملاصدرا»، پژوهشنامه عرفان، پاییز و زمستان 91

تمام مقالات در پایگاه مجلات تخصصی علوم اسلامی نور و دیگر پایگاه ها مانند مگیران قابل دسترسی است.
در صورت وجود هرگونه پرسشی با ایمیل اینجانب مکاتبه کنید:
alavismk@yahoo.com